Welcome
Login / Register

News


  • منتخبی از عکسهای روز

    منتخبی از عکسهای روز


    نگاه متفاوت احمدی نژاد به متکی

    عکسی متفاوت از قالیباف

    تصویری قدیمی از محمدرضا پهلوی

    محمدرضا پهلوی و فرح دیبا در کنار ساحل

    عکس پادشاه ایران و ملکه بریتانیا سوار بر قایق، آمستردام، 1962

    عکسی از محمدرضا پهلوی، پادشاه ایران و ملکه الیزابت (بریتانیا) سوار بر قایق، گردش سران کشورهای جهان در کانال های شهر آمستردام، هلند، 1962/ 1341

    اولین گل فروشی در رشت

    تفاوت مجلس ایران و چین

    ما تو کشورمون خیلی چیزا نداریم
    یکی از اون چیزا  نظم هست که واقعا جای تاسف داره

    عکسی که خشم ملت عربستان رابرانگیخت!

    در این عکس، شاهزاده «عبدالله بن عبدالرحمن» که اخیرا به عنوان استاندار منطقه ریاض تعیین شد، دیده می شود که یک شهروند  سعودی را به استخدام خود در آورده که فقط چتر وی را بالای سرش نگهدارد.این عکس به طور گسترده در سایت های خبری و صفحات سایت های اجتماعی منتشر شده و انتقادات بسیار زیادی را در پی داشته است. یکی از بیشترین نظراتی که توسط افکار عمومی عربستان در ذیل این عکس نوشته شده این است: این استاندار ریاض است یا شاه سلطان عثمانی؟!

    عکس یادگاری مخالفان مسلح با مجسمه حافظ اسد بعد از تصرف گذرگاه مرزی

    آگهی ترحیم وزیر دفاع سوریه

    طرابلس، لیبی در عهد عثمانی / 1830

    خانوادهٔ مصری بر سر سفره / 1880 م.

    زن پرنده‌فروش مصری / اواخر قرن 19

    آرمیتا دختر داریوش رضایی نژاد که سال پیش ترور شد در مراسم اولین سالگرد پدرش

    .بر روی شال آرمیتا تصویر پدرش نقش بسته است.

    شکیرا و پدر و مادرش

    طرح معنادار پیراهن جدید پرسپولیس
    روی آستین پیراهن جدید پرسپولیس 6 خط کشیده شده است که به گفته برخی نزدیکان به باشگاه یادآور پیروزی پرگل پرسپولیس مقابل استقلال است..

    جادوگر به دختر آبی رودست زد!

    خودروی جواد نکونام

    تصویری قدیمی از ناصر حجازی و خانواده اش

    مهدی مهدوی کیا در کنار رونالدو

    شرایط وام در دانشگاه شهید بهشتی

    اطلاعیه یک کتابخانه عمومی درباره "شعار نویسی پشت در توالت"

    تبلیغ هوشمندانه عدم مصرف مشروبات الکلی در حین رانندگی بر روی درپوش مشروبات الکلی

    تصویر واقعا روز و بدون شرح

    Read more »

  • پول خرج کردن تهرانی ها از نگاه خبرنگار خارجی

    در این نوشتار که به قلم توماس اردبرینک، خبرنگار دائمی ان.آر.سی در ایران است می‌خوانیم:

    هنوز پس از شش سال سکونت در این کلان‌شهر، نمی‌دانم تهرانی‌ها از کجا پول در می‌آورند. بسیاری افراد در نگاه اول به نظر می‌آید که هیچ درآمدی ندارند یا درآمدشان ۳۰۰ یورو بیشتر نیست.

    Click image for larger version

Name:	1.jpg
Views:	6131
Size:	72.7 KB
ID:	244924


    ۳۰۰ یورو نسبت به پولی که برای زندگی در تهران لازم است، انعامی بیش نیست. با علم بر این‌که تورم در ایران بالاتر از ۲۵ درصد است، نظام همگانی پرداخت هزینه خرید خانه با اقساط وجود ندارد و کمک‌هزینه‌هایی که دولت به بیکاران می‌دهد، در حداقل قرار دارد، این پدیده که ساکنان تهران باز هم دستشان به دهانشان می‌رسد، یک راز عجیب است.

    البته چنین نتیجه باید گرفت که وضع زندگی تهرانی‌ها دشوار است. با همه دشواری‌ها مردم باز هم پول برای خرج کردن دارند. این احتمالاً به خلاقیت بی‌انتهای آنان در به دست آوردن سود برمی‌گردد. کسی که در ایران می‌خواهد سود کند، باید ۲۴ ساعت در فکر پول باشد.

    تهرانی‌ها هم به صحبت زیاد در مورد پول علاقه وافری دارند؛ چه در جشن‌ها، چه در تشیع جنازه، در فروشگاه‌ها، در سونا یا در تاکسی؛ فرقی ندارد.این عادت بدی به حساب نمی‌آید؛ بلکه جزئی است از بازی زندگی. تبادل افکار در مورد روش‌های جدید درآمد همیشه ممکن است امکانات جدیدی را پیش پای فرد قرار بدهد. فکر کردن به پول در ایران یک نیاز تلخ است، چرا که حکومت ایران، هر چه هم اسلامی و مهرورز باشد (یا وانمود کند که هست) باز این تک‌تک خود افراد هستند که باید آب خود را از گلیم بالا بکشند.

    در کشوری مانند ایران با تعداد فراوانی قوانین دولتی،فرد می‌تواند با پول یک تکه از آزادی را در بازار سیاه برای خود بخرد. بازار سیاهی که همه‌ی چیزهای ممنوع در آن یافت می‌شود. با پول می‌توانی فرزندت را برای تحصیل به خارج بفرستی؛ خانه بزرگ‌تری بخری تا دیوارهای باز هم بلندترش دنیای بیرون را پس بزند؛ و هر وقت به هنگام کار اشتباهی گیر افتادی، بتوانی به پلیس رشوه بدهی. نمایندگان طبقه متوسط ایران، به ویژه شهرنشینان کلان‌شهر تهران، از همان نوجوانی کار بر روی ساختن یک وضعیت مطمئن مالی را آغاز می‌کنند.

    سنت‌های ایرانی طی سده‌های متمادی یک طرح نبوغ‌آمیز مالی برای زندگی و آینده افراد ترتیب داده است.

    روش آن‌ها مانند هلند، ایجاد یک حساب بانکی پس‌انداز برای کودک نیست؛ بلکه سیستمی است که طبق آن باید فرزندان و نوه‌های شخص هم دارای مسکن شوند. پرداخت بهای خانه با اقساط به سبکی که در اروپا وجود دارد، یعنی با بهره‌های نسبتاً پایین و قسط‌هایی که چندین دهه طول می‌کشد، در ایران وجود ندارد اما داماد و عروس جوان روی این حساب می‌کنند که خانواده داماد خانه را برایشان خواهد خرید و خانواده عروس وسایل خانه را.

    برای رسیدن به چنین لحظه‌ای یک عمر سرمایه‌گذاری هوشمندانه پشت سر گذاشته شده است. به تازگی یک بانوی جوان از دوستان من با پزشکی ازدواج کرد. با این‌که والدین او بایستی هزینه‌های خرید خانه را متقبل می‌شدند؛ ولی پدر عروس هم چندین قطعه زمین مختلف را که طی سال‌ها خریداری کرده بود، فروخت تا بتواند هزینه وسایل منزل دخترش را بپردازد (تلویزیون‌های بزرگ و مبل‌های مجلل). بر طبق سنت، او از همان زمان تولد دخترش چند قطعه زمین خریده بود. قیمت این زمین‌ها به شدت بالا رفته بود.

    یکی از زبانزدهای ایرانیان این است که بهای خانه و زمین در ایران هیچ‌وقت پایین نمی‌رود. هر خانواده‌ای که بتواند در مسکن سرمایه‌گذاری کند، حتماً این کار را برای روز مبادا هم که شده، انجام می‌دهد. اما برای رسیدن به اطمینان مالی در ایران به چیزی بیش از خانه و زمین نیاز داری.

    Click image for larger version

Name:	46.jpg
Views:	6004
Size:	38.0 KB
ID:	244925


    بیشتر از ۸۰ درصد اقتصاد ایران در دست دولت است و ۲۰ درصد بقیه اکثراً در دست بازاریان و فعالان اقتصادی طبقه متوسط. یکی از راه‌های موفقیت در ایران این است که از طرقی به دفاتر نمایندگی وارد شوی و حق فروش یک مارک یا محصول را در ایران نمایندگی کنی. دفترهای نمایندگی در تمام اشکال و انواع و با این‌که محبوب هستند، در تمام درجات مختلف موفقیت در ایران یافت می‌شوند.شخصی هست که حق انحصاری فروش آسانسورهای اوتیس را گرفته و تاجر دیگری فروشنده انحصاری مته‌های ماشینی مارک بوش است.

    زندگی ایران، یک زندگی پر از ریسک است. ایران کشوری است که در آن دولت، یک‌شبه بهره‌ها را نصف می‌کند و اسراییل را تهدید به بمباران می‌کند؛ با همه آثار پیش‌بینی‌ناپذیر.شاید برای همین هم هست که ایرانی‌ها سرمایه‌گذاران خطرپذیری هستند. طرز نگرش مردم به سرمایه‌گذاری هم با کشورهای دیگر فرق دارد. وقتی می‌گویم که قسط خرید مسکن در هلند کمی بالای ۵.۵ درصد است، دوستان ایرانی‌ام با تعجب می‌پرسند که پس چرا من درجا ۱۰ خانه نمی‌خرم؟ در ایران برای خرید مسکن تنها می شود وام‌های کوتاه‌مدت گرفت؛ با بهره‌هایی بسیار بالاتر از ۳۰ درصد.

    پس‌انداز در ایران، کار ابلهان است. تورم همیشگی باعث می‌شود که ارزش پول پایین بیاید؛ بنابراین باید با پول کار کنی. بیشتر ایرانی‌ها معتقدند که دم غنیمت است. برای همین هم بیشتر پول به دست آمده را با همان سرعت خرج اجناس لوکس می‌کنند تا وجهه بالاتری به دست بیاورند.

    هر کس دشت خوبی داشته سریعاً یک ماشین گران‌قیمت یا کیف و لباس گران می‌خرد؛ چرا که همسایه‌ها باید ببینند که وضع ایشان خوب است. در مهمانی‌ها و عروسی‌ها هم همه با علاقه، وضع مالی دیگران را بررسی می‌کنند. کسانی که پول دارند، حتی اگر این پول را از طریق تماس با حکومت به دست آورده باشند، به چشم افراد موفق دیده می‌شوند.

    یکی از پرسش‌های استاندارد به هنگام غیبت از همسایه جدید یا داماد و شوهر جدید دخترخاله این است که: پولداره؟ در مورد هر تازه‌وارد به محفل بستگان ایشان هم که هنوز نرده‌های زیادی را از نردبان اجتماع باید بالا برود گفته می‌شود: «انشاءالله زود پولدار می‌شه» چرا که همه در ایران لزوم رسیدن به رفاه را درک می‌کنند. حتی از آن هم فراتر، تلاش برای دستیابی به این رفاه، برای ایرانی یک نوع سبک زندگی شده است. جالب اینجاست که :

    در ایران پولدار شدن به هر قیمتی نوعی زرنگی به حساب می آید و انسانهای سالم و بی پول بی عرضه تلقی می شوند.

    در ایران استاندارد قیمت وجود ندارد یعنی ممکن است برای خرید یک کالا از دو مغازه دو قیمت متفاوت بپردازید یا اینکه کرایه ماشین را در هر بار استفاده از مسافرکشها متفاوت پرداخت کنی همیشه میشود دعوای بین مسافرکشها و مسافران را بر سر قیمت مشاهده کرد. بزرگترین درآمد دولت ایران بعد منابع زیر زمینی کسب درآمد از مردم میباشد .

    در ایران دولت سیم کارت گوشی همراه ، خط تلفن ، معافیت سربازی و ... میفروشد. دولت به وسیله گمرک ورودی کالاها از مرزها را کنترل می کند و اجازه ورود کالاهای ارزان را نمیدهد تا خود دولت به میزان بالاتر آن را به مردم بفروشد. جالب اینجاست مردم ایران به شدت از این وضعیت راضی بوده و با تمام توان از این سیستم حمایت میکنند حتی اگر با کمی غرغر از آن انتقاد کنند.
    Read more »

  • حراج دو میلیاردی در تهران

    حراج دو میلیاردی در تهران



    شامگاه دومین روز تابستان، چکش سیاه‌رنگ معروف در دستان رضا کیانیان به چرخش در آمد تا 73 نقاشی، مجسمه و عکس از 70 هنرمند ایرانی در قالب «اولین حراج هنر مدرن و معاصر ایران» به فروش گذاشته شود. این حراج، میهمانان متنوعی داشت؛ شخصیت‌ها، هنرمندان و چهره‌هایی چون پرویز کلانتری، کوروش شیشه‌گران، واحد خاکدان، پری صابری، سیدمحمد بهشتی، سامان مقدم، ملکه رنجبر، کاوه کاظمی، گلی امامی، ناصر پلنگی، جمشید بایرامی، علی قربان‌زاده، مایکل جها (مدیر خاورمیانه موسسه کریستیز)، خالد صمعاوی (مدیر حراج «ایام» دوبی) و شمار بسیاری از گالری‌داران و مجموعه‌داران به سالن فوقانی هتل آزادی آمده بودند تا برای اولین بار در تاریخ تجسمی ایران از نزدیک شاهد برپایی حراجی در ابعاد بین‌المللی باشند. دست‌اندرکاران این رویداد تلاش کرده بودند حراج را نزدیک به استاندارد‌های جهانی طراحی و برنامه‌ریزی کنند؛ از تعبیه پیشخوان قهوه‌ای‌رنگ به عنوان سمبل حراج‌ها گرفته تا صندلی‌های سفید مخصوص سالن‌های حراج، نمایشگر عرضه و فروش آثار و مهم‌تر از آن حراج‌گذاری که برای آمادگی حضور در این رویداد به گفته خود از نزدیک به یک حراج بین‌المللی سر زده بود.











    همان‌طور که در ابتدا اعلام شد، خریدارانی از ایران، خاورمیانه، اروپا و آمریکا به صورت تلفنی، اینترنتی یا با فرستادن نمایندگان خود برای خرید آثار اقدام کرده بودند. نهایتا پس از دو و نیم ساعت بالا و پایین رفتن چکش، صددرصد آثار به فروش رفت تا رکورد دو‌میلیارد و 150‌میلیون تومانی فروش، شبی به یادماندنی را برای هنر ایران رقم بزند. موفقیت این حراج در گام اول تا حدی بود که کارشناسان خارجی حاضر در سالن -از جمله نماینده موسسه کریستیز- لب به تحسین هنر ایران بگشایند و از آینده‌ای مطمئن برای مارکت این هنر بگویند. در این حراج که نزدیک به یک‌هزار تماشاگر و 300 خریدار شرکت‌کننده داشت، تابلویی بدون عنوان از سهراب سپهری که در سال 1346 روی بوم اجرا شده بود، به مبلغ 190‌میلیون تومان فروخته شد. نام سپهری سال‌ها بعد از درگذشتش، برای بار دیگر -این بار در تهران- طنین‌انداز شد.
    Read more »

  • معمای کودکان دفن‌شده در دیوارهای بم پیچیده‌تر شد: کشف اجساد

    معمای کودکان دفن‌شده در دیوارهای بم پیچیده‌تر شد: کشف اجساد

    Click image for larger version

Name:	zimg_003_2a.jpg
Views:	3
Size:	48.7 KB
ID:	240902Click image for larger version

Name:	zimg_005_4a.jpg
Views:	3
Size:	54.1 KB
ID:	240903Click image for larger version

Name:	zimg_006_5a.jpg
Views:	2
Size:	78.9 KB
ID:	240901Click image for larger version

Name:	zimg_004_3a.jpg
Views:	3
Size:	41.3 KB
ID:	240900به گزارش قانون : دو تن از این کودکان گیره پلاستیکی بند ناف دارند که معاصر بودنشان را اثبات می‌کند. این کودکان در پارچه بیمارستانی پیچیده شده و جایی گذاشته شده‌اند که نشان می‌دهد عمل دفن بعد از وقوع زلزله انجام شده است. میزان پوسیدگی و تعفن بدن این دو کودک نشانگر آن است که احتمالاً هنگام کشف اجساد، شش ماه تا حداکثر دو سال بیشتر از زمان مرگ و تدفین آنان نگذشته است. به این ترتیب ارگ بم از دوران صفویه تا همین سال‌ها میزبان جنازه ده‌ها کودک بوده است، اما سازمان میراث فرهنگی گزارشی از تحقیقات بیشتر در این‌باره منتشر نکرده است.بچه‌ها چگونه پیدا شدند؟
    به طور رسمی نخستین بار نرگس احمدی در گزارشی اجمالی از کشف اسکلت‌های نوزادان در ارگ بم، اشاره مختصری به بچه‌های بم کرد. (گزارش‌ها و مقالات سالانۀ پروژه نجات بخشی میراث فرهنگی بم، س 1، ش 1، 1384) احمدی آن روزها مسئول بخش باستان‌شناسی بود و از ماه‌های آغازین پس از زلزله برای بررسی میزان تخریب به ارگ رفته بود. بر اساس گزارش او یکی از کارشناسان متوجه می‌شود که لا‌به‌لای آوار دیوارها، استخوان‌هایی ریخته که استخوان حیوانی نیست. پیگیری‌های بخش باستان‌شناسی نشان می‌دهد که استخوان‌ها متعلق به انسان است و همه اجساد کودک بوده‌اند. در مراحل بعدی تعدادی دیگر از بچه‌ها را در بخش بالایی دیوار پیدا می‌کنند که بخشی از بدن‌شان ریخته و بخشی سر جایش باقی مانده بوده است.

    در این مرحله، از فرزاد فروزانفر کارشناس ارشد میراث دعوت می‌شود تا برای انجام مطالعات به بم برود. وی در گفت‌وگو با قانون می‌گوید: «حصار بم که فروریخت بخشی از اسکلت‌ها از قسمت‌های جنوبی و شرقی خارج شد. با بیرون آمدن آن‌ها، پروژه بین‌المللی بم که تشکیل شده بود یکی از کارهایش بررسی این موضوع شد و از من برای این کار دعوت شد. من برای بررسی اسکلت‌هایی که آنجا پیدا شده بود سفرهایی داشتم. بخشی از اسکلت‌ها هم از لای دیوارها مشخص بود که آن‌ها را هم بررسی کردیم. گزارش مختصر و مفیدی به آقای دکتر مختاری دادم که آن زمان رییس پروژه بم بود.»


    اما فروزانفر از اجساد تازه خبری ندارد و می‌گوید اصلا بچه در حد نوزاد ندیده است. بچه‌هایی که او دیده همه بیش از یک ساله و حداکثر 5 و 6 ساله بوده‌اند. او با بیان این که در این‌گونه مواقع معمولا من را خبر می‌کنند اما لابد در این مورد ضرورتی برای مطالعه ندیده‌اند، می‌گوید: «این که اینها را چه کسی مطالعه کرده من اصلا نمی‌دانم.»


    او اعتقاد دارد: «اگر می‌گذاشتند این بچه‌ها را هم بررسی کنیم خیلی راحت می‌شد فهمید که اینها دوره‌شان چیست.» چرا که بچه‌هایی که او دیده از آنجایی که داخل کفن و کاهگل دفن شده‌اند خیلی سالم مانده‌اند.


    فروزانفر با توجه به محیط بسته بم گمانه‌زنی می‌کند که شاید بچه‌های تازه، سقط جنین شده باشند، اما اندازه جنین‌های سقط‌شده کاملاً مشخص است و آن‌هایی که او دیده همه بیش از یک سال داشته‌اند.


    فروزانفر درباره تعداد بچه‌ها هم می‌گوید کلا حدود 9 بچه دیده که قابل‌بررسی بودند و با تکه‌هایی که روی زمین ریخته بوده تعداد بچه‌ها دست بالا به دوازده تا هم نمی‌رسید. وی تاکید می‌کند که «من اصلا فکر نمی‌کنم تعدادشان در حد پنجاه‌تا و صدتا باشد، البته علاوه بر اینها تعدادی اسکلت هم بود که اصلا ربطی به این موضوع نداشت و مربوط به مثلا دو هزار سال پیش از میلاد و آن دوران‌ها می‌شد.»







    گزارش نرگس احمدی مشخص نمی‌کند که کدام‌ اجساد را شمرده است. آیا همه این بچه‌ها از دیوارها پیدا شده یا آن‌ها که در آوار ریخته شده را هم حساب کرده‌اند؟ دکتر لیلا پاپلی و دکتر مریم دژم‌خو هم در پروژه معاصر بم در سال 1387 روی 32 بچه کار کرده‌اند.


    دکتر اسکندر مختاری که در آن سال‌ها رییس پروژه بین‌المللی بم بود می‌گوید در آغاز کار ده دوازده بچه پیدا شد تا کم‌کم به شصت و چهار بچه رسید. وی به پژوهش‌های نرگس احمدی در این‌باره اشاره می‌کند و می‌گوید آخرین عددی که در خاطرش مانده شصت و چهار بچه است. وی تاکید می‌کند که در


    این مورد دکتر لیلا پاپلی آخرین کار را انجام داده است و روایت او از همه قابل‌توجه‌تر است.


    مختاری وجود بچه‌های تازه را از اساس دروغ می‌داند و وجود تصاویر بچه‌های تازه را نیز رد می‌کند. با این حال مریم نعیمی کارشناس ارشد باستان‌شناسی در گفت‌وگو با خبرنگار قانون می‌گوید بچه‌های تازه را از نزدیک دیده و از آن‌ها عکس هم گرفته است. وی با تاکید بر این که عکس‌ها به خوبی گویای شرایط بچه‌ها هستند می‌گوید که نحوه دفن این بچه‌ها به روشنی نشان می‌دهد که آن‌ها برای کسانی که دفنشان کرده‌اند، «دیگری» به حساب می‌آمده‌اند.


    دکتر لیلا پاپلی نیز وجود بچه‌های تازه را تایید و در گفت‌وگو با خبرنگار قانون اعلام می‌کند که آن‌ها را کارشناس میراث مسئول حفاری در دیوار خانه سیستانی‌ها پیدا کرده است. وی دلیل انکار بچه‌های تازه توسط مختاری را این می‌داند که بچه‌ها در زمان او پیدا نشده‌اند و او از آنها بی‌خبر است.


    به گفته پاپلی تعداد 68 بچه پیدا شده بوده که سی و دو موردشان توسط او بررسی شده است. البته این تعداد شامل مواردی که در هم ریخته و در جعبه‌های شیرینی جمع‌آوری شده بوده نمی‌شود. پاپلی همچنین با انجام آزمایش دی‌ان‌ای روی تعدادی از بچه‌ها متوجه شده که همه آن‌ها پسر بوده‌اند.


    سالومه پورحسینی که پایان‌نامه کارشناسی ارشدش در دانشگاه تهران به بچه‌های بم اختصاص داشته است، می‌گوید: «در مورد بچه‌های تازه چون جدیدترند و بافت نرم یکی از آن‌ها بهتر حفاظت شده، به نظر می‌آید بشود گفت یکی از آن‌ها پسر است.»






    بچه‌ها چگونه دفن شده‌اند؟
    پورحسینی در گفت‌وگو با قانون می‌گوید: «بر اساس گزارش‌های پژوهشگران پیشین و عکس‌های موجود می‌توان گفت بچه‌ها به سه شکل دفن شده بوده‌اند. بچه‌های کوچکتر به طور کامل در چینه جا گرفته بوده‌‌اند و بدنشان طوری در خشت قرار گرفته بوده که دیگر جدا نمی‌شود؛ طوری که انگار خشت تابوت بچه است. نوع دیگر طوری دفن شده‌اند که گویا مقداری از روی خشت‌ها برداشته‌اند تا فضایی ایجاد شود و بعد بچه را لابه‌لای خشت‌ها گذاشته‌اند. نوع سوم هم تدفینی است که در گودی‌های پس از تخریب انجام شده است. این نوع تدفین احتمالا مربوط به دوران بعد از ترک ارگ بم و تخریب حاصل از نامسکون شدن آن انجام شده است. نمونه‌اش هم همین بچه‌هایی است که تازه دفن شده‌اند.»

    بچه‌های تازه به گفته او برخلاف نمونه‌های قبلی که بالای دیوارند، پای دیوار قرار گرفته‌اند و آن‌ها را روی هم گذاشته‌اند و نه کنار هم. کمی هم رویشان پوشانده شده بوده که باعث شده دیرتر پیدا شوند.


    وی قدمت بچه‌ها را مربوط به بازه زمانی پس از مرمت حصار در اثر حمله افغان‌ها تا زمان ارگ در دوره قاجار می‌داند؛ دوره‌ای که در ارگ بم درگیری‌ها کمتر بوده است؛ چرا که منطقی نیست فردی بچه‌اش را در جایی که ممکن است خراب شود دفن کند. او معتقد است که در کرمان آیین‌ها و فرقه‌های بسیاری بوده است که تقریبا به هیچ‌وجه در موردشان چیزی منتشر نشده است.


    پورحسینی وجود نقش و نگار روی یکی از کفن‌ها را دلیل تعلق به یک اقلیت که البته شاید منشعب از اسلام هم باشد می‌داند چرا که به هر حال شرعا کفن مسلمان نباید منقوش باشد. به گفته وی از دیرباز در ارگ بم مردم با آیین‌های مختلف کنار هم زندگی ‌می‌کرده‌اند و می‌دانیم که غیرمسلمان حق تدفین در گورستان مسلمانان را ندارد، اما فقدان بقایای افراد بالغ این فرضیه را تضعیف می‌کند. وی به دو جمجمه بالغ هم که پاپلی پیدا کرده اشاره می‌کند و تاکید می‌کند که فقط جمجمه بوده و بدن ندارد. یکی دیگر از کارکنان هم که در حسینیه مشغول حفاری بوده سه جمجمه بالغ پیدا کرده که بدنشان


    پیدا نشده است و این موضوع را پیچیده‌تر می‌کند. به گفته پاپلی تعیین قدمت این جمجمه‌ها حتی در این حد که مشخص شود آیا جدیدند و به قتل و جنایت مربوطند یا این که باستانی هستند ممکن نبود.

    پاپلی قدمت بچه‌ها را تا اواخر دوران تیموری عقب می‌برد، اما تاکید می‌کند که این گمانه‌زنی با تردید بسیار همراه است. به گفته او حفاری در لایه‌های قدیمی‌تر احتمالا مسأله مربوط به قدمت را حل خواهد کرد اما در شرایط کنونی امیدی به این اقدام نیست.

    به اعتقاد فروزانفر جسد بچه‌ها مربوط به دوران شکوفایی ارگ بم بوده که در آن زمان ارگ به عنوان محل زیستگاه و یک شهر کوچک محصور، دایر بود و بعد با توجه به شرایط تاریخی، در زمان حمله فیروزخان قاجار که یک سال ارگ در محاصره بوده، شرایط برای ساکنین ارگ اضطراری می‌شود، چرا که گورستان بیرون از ارگ بوده و اینها نمی‌توانسته‌اند از ارگ خارج شوند. به همین دلیل مجبور شدند که بچه‌ها را روی تیغه دیواره‌ها دفن کنند.







    فروزانفر در پاسخ به این پرسش خبرنگار قانون که برای دفن افراد بالغ چه می‌کرده‌اند ابراز بی‌اطلاعی می‌کند و می‌گوید: «نمی‌دانم! از این که بزرگسالان را چه می‌کرده‌اند خبری نداریم. ما اثری از بزرگ‌تر‌ها ندیدیم. فقط بچه‌ها را دیدیم که روی راس دیواره و رو به قبله دفن شده بودند. این بچه‌ها کوچک بوده‌اند و عرض دیواره‌ها هم زیاد بوده است. بچه‌ها همه داخل کفن بودند و همه شواهد نشان می‌داد که تدفین‌ها اسلامی بوده است.»


    مختاری نیز می‌گوید کفن‌هایی پیدا شده که بنا به گفته کارشناسان بافت ماشینی داشته است یعنی ماجرا دست‌کم تا عصر صنعتی ادامه داشته است و این ممکن است یک سنت بوده که مثلا از دوره قدیم تا دوران قاجار ادامه پیدا کرده باشد. وی به گزارشی اشاره می‌کند که در آن استدلال شده این تدفین‌ها مربوط به آخرین محاصره ارگ بم در زمانی است که آقاخان محلاتی به ارگ بم پناهنده شده بوده و ارگ توسط سپاهیان حکومت مرکزی محاصره شده بوده است؛ این محاصره طولانی می‌شود و بچه‌های بم می‌میرند.


    با این حال دکتر محمد مرتضایی می‌گوید که سال 1372 وقتی در ارگ مشغول مطالعات بوده، خودش دیده است که نیروهای نگهبانی دم در خانم‌هایی را گرفته بودند که قصد تدفین بچه در ارگ را داشته‌اند. به اعتقاد وی اینها یا سقط جنین کرده بودند و یا شاید بچه‌ها نامشروع بوده‌اند و می‌خواسته‌اند آن‌ها را در ارگ دفن کنند اما «حین ارتکاب جرم» آن‌ها را گرفته‌اند.


    به این ترتیب مشاهدات مرتضایی همراه با بچه‌های تازه پیداشده بُعد پیچیده دیگری به ماجرا می‌دهند که هنوز جای کار بسیار دارد.




    سرانجام بچه‌ها چه شدند؟
    به اعتقاد مختاری، اگر همه نظرات را کنار هم بگذاریم به اجماعی نمی‌رسیم. وی با اشاره به گزارش دکتر پاپلی که همه بچه‌ها پسر بوده‌اند می‌گوید شاید این یک رسم پسرکشی بوده است.
    او در پاسخ به این که مگر بچه‌ها پیش از دفن نمرده بوده‌اند می‌گوید: «نه اصلا کسی نمی‌تواند در این مورد نظر بدهد. شاید یک بیماری عارض شده و شاید هم رسم کهنی است که وقتی بچه‌ای می‌مرده می‌آوردند روی دیوار ارگ دفن می‌کردند. حالا چرا در گورستان بیرون ارگ دفن نمی‌کردند نمی‌دانیم؟ محل دفن بعضی از آنها خیلی منظم است و این طور نیست که با عجله جایی را کنده باشند و این اتفاق در اضطرار افتاده باشد.»

    سالومه پورحسینی درباره این که آیا بچه‌ها قبل از دفن مرده بودند یا نه می‌گوید فقط یک مورد هست که به زنده بودن مشکوک است و آن هم عکسی است که در آن دستی از کفن بیرون آمده و به نظر می‌آید بچه کفن را پاره کرده است. پاپلی نیز با بیان این که در برخی موارد کاملاً مشخص بود که فرد قبل از تدفین مرده بوده است می‌گوید: «دو مورد بود که شما حقیقتا حس می‌کردید اینها هنگام تدفین زنده‌ بوده‌اند. یکی با دستش خاک را چنگ زده بود و دیگری حتی کفنش را پاره کرده بود و این دو مورد می‌تواند فرضیه دکتر مختاری را تایید کند.»


    پورحسینی تصریح می‌کند که در بازدیدی که سال 1389 همراه با دکتر پاپلی داشته، کارگران از بچه‌های جدید اظهار بی‌اطلاعی می‌کرده‌اند. وی می‌گوید زمانی که برای مطالعه بیشتر روی بچه‌ها به بم رفته بوده به جای این که بچه‌های یافته‌شده را به او نشان دهند یک سری جعبه شیرینی در انبار به او نشان داده‌اند که تعدادی استخوان در آن‌ها بوده است. البته استخوان‌ها متعلق به بچه‌ها بود، اما درهم شده بود و متعلق به یک نفر نبود. یعنی صرفا همراه با آوار جمع‌آوری شده بودند. هرچند که با شمردن آن‌ها دست‌کم می‌توان تعداد افراد یا حدود سنی را دریافت اما اگر بشود دوباره در بم پروژه‌ای تعریف شود اطلاعات خوبی می‌شود به دست آورد. اتفاقی که به گفته وی «با وضعیت فعلی میراث» بسیار امکانش کم است.





    وی تاکید می‌کند که موضوع هم از نظر تعداد بچه‌ها قابل‌توجه است و هم این که مشابه این در هیچ سایت دیگری در دوران اسلامی دیده نشده و از این جهت جای کار بسیار دارد. به اعتقاد وی در پروژه‌های میراث فرهنگی باید به مطالعات بقایای انسانی فارغ از قدمتشان توجه بیشتری بشود.

    مریم نعیمی، باستان‌شناس، با بیان این که «گاهی برای ما نبودن بعضی چیزها خودش قابل‌تفسیر می‌شود و درباره این بچه‌ها تمام فکت‌هایی که داریم با ابهام روبه‌روست.» سکوتی که همه این سال‌ها در این باره وجود داشته را مهم می‌داند. نعیمی می‌گوید بعد از همه کاوش‌هایی که انجام شده باز هم فقط سکوت است و سکوت. او این سکوت را به شکل بدبینانه‌ای تفسیر می‌کند. نعیمی که خود بچه‌های تازه را نیز دیده و عکس‌هایی هم از آن‌ها دارد می‌گوید انگار نوعی خودآگاهی پشت این سکوت هست و انگار همه تصمیم‌ گرفته‌اند در این باره چیزی نگویند.


    پاپلی نیز می‌گوید تا سال 1388 که دکتر مختاری رییس پروژه ارگ بوده‌اند و تا مدتی پس از آن مشکلی برای مطالعات نداشته است، اما بعد از آن اصولا یافته‌های مربوط به بچه‌ها انکار شده‌اند و دفن مجدد بچه‌ها در دیوارها نیز امید به پژوهش‌های بیشتر را به کلی از میان می‌برد.


    فروزانفر درباره سرانجام کودکان می‌گوید: «آن‌هایی که من خودم روی دیواره‌ها بررسی کردم را اصلا در نیاوردیم و فقط بخشی که مشخص بود را بررسی کردیم. چون جسدها اسلامی بود و مسئولان مرمت هم همانجا با کاهگل حاضر بودند دوباره در همان جای اصلی‌شان با کاهگل رویشان را پوشاندیم چون از نظر آداب اسلامی هم درست نبود این‌ها دوباره بیرون بزند.» به گفته وی بچه‌هایی هم که قطعاتشان روی زمین ریخته بود جمع‌آوری و در قوطی‌هایی به میراث تحویل داده شد.


    اسکندر مختاری در جمع‌بندی آن‌چه تا کنون از جانب باستان‌شناسان مختلف مطرح شده می‌گوید: «من فکر می‌کنم مثل داستان فیل مولوی است و یکی دم فیل را دیده و یکی پای فیل و دیگری گوشش را. هنوز باید روی این موضوع بیشتر کار شود چرا که هر کسی از یک منظر آن را دیده است. اگر سوال‌های خوبی پیدا کنیم حتما جواب‌های خوبی هم برایش پیدا خواهد شد.»
    Read more »

  • حمام تاریخی باغ لله که به محل تجمع معتادان تبدیل شد

    حمام تاریخی باغ لله که به محل تجمع معتادان تبدیل شد

    پنجشنبه ، 4 خرداد 1391 ، 08:06
    خبرهای ایران


    حمام تاریخی باغ لله کرمان که روزگاری در قلب این شهر تاریخی یکی از مراکز مهم اجتماعی محسوب می شد به دلیل بی توجهی به ویرانه تبدیل و محلی برای تجمع معتادان و ولگردان شده است.


    به گزارش مهر، حمام تاریخی باغ لله که هم اکنون به جای آن که به محلی برای بازدید گردشگران تبدیل شود، به یک مخروبه و محلی برای تجمع معتادان و انباشت زباله تبدیل شده، هر چند وضعیت آن بارها و بارها از طریق رسانه ها به گوش مسئولین رسانده شده اما تاکنون هیچ اقدامی در خصوص مرمت و ساماندهی این بنای 200 ساله صورت نگرفته است.

    استان و شهر تاریخی کرمان در گوشه گوشه خاک خود، میراثی از تاریخ و فرهنگ و هنر گذشتگان به یادگار دارد؛ میراثی که قرنها بی هیچ گزندی، استوار ایستاده اند و تاریخ را نظاره کرده اند اما این روزها گویا دیگر تاب تماشای روزگار را ندارند و گذر زمان دارد کارخودش را می کند.

    در حال حاضر بی توجهی و یا کم توجهی به بیشتر بناهای تاریخی کرمان باعث شده این میراث ارزشمند در معرض تخریب و یا حتی نابودی قرار گیرند. از جمله آن، حمام تاریخی باغ لله است؛ به گواه تاریخ "خواجه اتابک بزقوش"، از عرفا و سیاستمداران کرمان در زمان قاجار بوده که 200 سال پیش دستور ساخت این گرمابه را داده است.
    حمام تاریخی زیر فاضلاب شهری

    آن روزها که این گرمابه ساخته شد، تا سالهای سال محلی بود برای پاتوق اقشار مختلف کرمان قدیم و کارکرد یک پایگاهی اجتماعی و سیاسی و اقتصادی را با توجه به جایگاهی که گرمابه در جامعه قدیم ایرانی داشت، ایفا می کرد.

    اما ابهت این بنای تاریخی و خاطره هایی که اجداد ما از این گرمابه داشته اند، حالا زیر مشتی خاک مدفون شده است.
    حمام باغ لله کرمان در منطقه ای مسکونی و تجاری به همین نام واقع شده است. در محله "ته باغ لله" شهر کرمان به جز این حمام، مسجد تاریخی هم وجود دارد که خوشبختانه این مسجد توانسته از گزند تخریب در امان بماند.
    آبهای زیر زمینی مهمترین تهدید بناهای تاریخی کرمان

    اما از حمام، امروز چیزی جز یک مخروبه باقی نمانده است. آبهای زیر زیرزمینی کرمان که سالهای سال بدون وجود شبکه فاضلاب شهری زیر پوست این شهر 800 هزار نفری جا خوش کرده بودند، چند سالی است که به سطح زمین آمده و امروز معضلی به نام "بالا آمدن سطح آبهای زیرزمینی" این کلانشهر را تهدید می کند.

    در این میان، بناهای تاریخی با توجه به قدمتی که دارد، بیش از سایر بخشها آسیب دیده است بی آنکه کسی بخواهد کاری اساسی در حفاظت از آن انجام دهد.
    بنای تاریخی آسایشگاه معتادان و ولگردان/ ساکنان محله تاریخی به ستوه آمدند

    حمام باغ لله هم از قاعده تخریب مستثنی نبوده است؛ سطح آبهای زیرزمینی در این محدوده به شدت بالا آمده و همین مسئله درکنار عدم انجام اقدامات لازم برای مرمت بنا و بلا استفاده بودن این مکان تاریخی باعث شده که حمام فرو بریزد.
    این مخروبه با این شرایطی که دارد محل امنی شده برای تجمع معتادان و افراد ولگرد. از طرفی حشرات موذی و حیوانات مختلف هم در این مخروبه زیاد شده اند. با این وجود و علیرغم پیگیریهای رسانه های کرمان، به خصوص خبرگزاری مهر در خصوص اهمیت موضوع، تا به حال که گوشی بدهکار این حرفها نبوده است.

    یکی از اهالی این محله هم این مسئله را تایید کرده و به خبرنگار مهر می گوید: وضعیتی که این حمام دارد، آسایش ساکنان محله را به هم زده هر چه هم مشکلاتمان را با مسئولین در میان می گذاریم، فایده ندارد.
    مسئولان وعده می دهند اما عمل نمی کنند

    وی که نمی خواهد نامی از او در گزارش آورده شود، می افزاید: همیشه مسئولین به ما وعده می دهند که این مسئله را حل می کنند اما اکنون هیچ اقدامی صورت نگرفته است.
    وی اظهار می دارد: ما با این وضعیتی که پیش آمده به این نتیجه رسیده ایم که واقعا کسی نمی خواهداین بنا را از تخریب نجات دهد و گرنه تاکنون و با وجود پیگیریهای مکرر ساکنان محله و رسانه ها کسی باید کاری انجام می داد.

    این شهروندکرمانی تصریح می کند: بسیاری از اهالی محله باغ لله خانه های خود را به افاغنه داده و از اینجا رفته اند چون واقعا شرایط زندگی کردن در اینجا وجود ندارد.
    وی ادامه می دهد: وجود این افاغنه هم بر مشکلات قبلی افزوده است.
    محمد ایرانمنش دیگر ساکن این محله تاریخی به مهر می گوید: سطح آب به شدت در حمام بالا آمده است ضمن اینکه احتمال ریزش و یا فروکش زمین نیز وجود دارد و این بنا به خطری بالقوه برای مردم تبدیل شده است.
    وی افزود: میراث فرهنگی عنوان می کند که این بنا مالکیت خصوصی دارد اما این سوال مطرح می شود که آیا هر مکان تاریخی که مالکیت خصوصی دارد صاحبانش می توانند ویرانش کنند؟ چرا وقتی ساکنان بافت تاریخی می خواهند یک دیوار برای خانه خود بسازند به مجوز میراث فرهنگی نیاز دارند در حالیکه این خانه ها هم مالکیت خصوص دارند اما حالا که یک بنای تاریخی دارد خراب می شود بحث مالکیت خصوصی مطرح می شود و اینکه میراث فرهنگی کاری نمی تواند بکند.
    ابهام بین شهرداری و میراث فرهنگی در خصوص وضعیت حمام تاریخی

    ایرانمنش ادامه داد: این محله زمانی قلب شهر کرمان بود و امروز نیز باید مسئولان به آن توجه ویژه داشته باشند، نه اینکه به دلیل بی توجهی این بنا به ویرانه تبدیل شود و باعث بروز مشکلات متعدد فرهنگی و اجتماعی در منطقه شود.
    در همین حال، مروری بر اخبار منتشر شده نشان می دهد که شهرداری و میراث فرهنگی توپ را در زمین یکدیگر می اندازند؛ ساکنان محله باغ لله می گویند شهرداری برای حل مشکل این بنای تاریخی اعلام آمادگی کرده است اما محسن موحدی، معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کرمان، اعلام کرده است که حمام باغ لله دارای مالکیت خصوصی بوده و به جز مالکان دیگر، سهمی از مالکیت این بنا متعلق به شهرداری است.

    وی بیان داشته که طی مذاکرات صورت گرفته با شهرداری کرمان مقرر شده که کل سهم مالکان را شهرداری خریداری کرده و میراث فرهنگی آن را مرمت کند.
    موحدی هم به بحرانی بودن وضعیت محله باغ لله و مشکلاتی که ساکنان این محله دارند مهر تایید زده و ابراز داشته که با خارج کردن آب از چاههای اطراف محله توسط شهرداری، وضعیت تا حدودی بهبود می یابد و آبهای زیرزمینی کنترل می شود.
    وی همچنین گفته است که میراث فرهنگی کرمان آماده هرگونه همکاری با کسبه و مالکان محله باغ لله بوده است.
    وی از ساکنان محله باغ لله خواسته که برای حل مشکلات خود در این زمینه مساعدت های ویژه را از شهرداری و شرکت آب و فاضلاب طلب کنند
    Read more »